تبليغاتX

شيعيان امام زمان(عج)

ميليون‌ها تهراني ولايتمدار در حماسه‌اي بي‌سابقه عليه يزيديان زمانه خروشيدند و مختارگونه درس عبرتي تاريخي به منافقان و هتاکان دادند. آنها بار ديگر با حسين(ع) و حسين زمانه تجديد پيمان کردند و ثابت کردند که با تمام وجود نداي "هل من ناصر ينصرني" امام خويش را پاسخ مي‌دهند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 
 

پیام های اخلاقی عاشورا  

آزادگی در کربلا ایثار در کربلا
تکریم انسان در کربلا جلوه توکل در کربلا
حس مواسات در کربلا صبر و استقامت در کربلا
عفاف و حجاب در کربلا عمل به تکلیف در واقعه کربلا
فتوت و جوانمردی در کربلا نقش جهاد با نفس در کربلا
نقش شجاعت در کربلا نقش عزت در کربلا
نقش وفا در کربلا نمود غیرت در کربلا

محرم اولین ماه از ماه های دوازده گانه سال هجری قمری به شمار میرود. وجه تسمیه آن محرم الحرام است که در دوران جاهلیت قتال وکشتن بر مردم حرام بوده است. محرم در بین ماه های ذوالحجه وصفرقرار دارد؛ روز نهم موسوم به تاسوعا وروزدهم آن عاشورامیباشد. درین ماه واقعات بسیار مهم رخ داده است که ازجمله میتوان از شروع سال هجری ،عاشورا عهد حضرت موسی (ع) ،شهادت حضرت عمرفاروق (رض) شهادت حضرت امام حسین (رض)یادآوری نمود روز عاشورا را حضرت محمد (ص) روزه میگرفتند و احادیث زیادی پیرامون بزرگی و روزه درروز عاشورا ثبت شده است. بی بی عایشه صدیقه (رض) روایت میکند « قریش در دوره جاهلی روز عاشورا را روزه میگرفتند و پیامبر (ص) نیز آن روز را روزه میگرفت . چون به مدینه آمد آنرا روزه میگرفت و روزه آنرا به مردم دستور میداد. آنگاه که روزه رمضان فرض گردید.فرمود: هر کس دلش خواست عاشورا را روزه بگیرد وهرکس نخواست افطارکند» متفق علیهازابن عباس روایت است « که چون پیامبر به مدینه آمد دریافت که یهودیان عاشورا را روزه میکیرند. گفت: چرا روزه میگیرند گفتند:روزیست مبارک که خداوند حضرت موسی وقوم اسرائیل را در آن روز از دست دشمن نجات داد پس حضرت موسی آنروزرا روزه میگرفت.پیامبر گفت:من به موسی ازشماشایسته تر ونزدیکتر میباشم پس خود آنروز را روزه گرفت وبه مردم نیز دستور داد که روزه باشند» ابن عباس روایت میکند :«ای رسول الله یهودیان ونصرانیان آنروزرا بزرگ میدانند. فرمودند: انشاالله در سال آینده روز نهم را نیز روزه خواهم گرفت. ولی سال آینده پیغمبروفات کرد» دهم محرم ،عاشورا، با تاریخ کهن، که به دوران حضرت موسی (ع) پیوند میخورد ؛ در حقیقت روز پیروزی ، موفقیت ، آزادی ،استقلال ،جشن ،خوشی وشادمانی میباشد. به همین مناسبت به پاس شکران الله سبحانه وتعالی و شکوفائی وبزرگداشت این روز ، یهود ونصارا دهم محرم ،عاشورا را روزه میگرفتند . حضرت محمد (ص) نیز اینروز را روزه میگرفتند وبه دیگران توسعه میکردند که روزعاشورا را روزه بگیرند . محرم ماه اول سال هجری وشروع زندگی نوو استقبال از سال جدید و موسوم فخر ، مباهات ، خوشی وشادمانی میباشد . برعلاوه وجه تسمیه این ماه محرم الحرام است؛یعنی ماهی که در آن قتال ، جنگ ،خونریزی ،ظلم ،ستم ،بیرحمی وجنایت حرام است . محرم الحرام ماه اتفاق، اتحاد ،صمیمیت ،دوستی وبر مسلمانان است که ازآن اعمال ،کردار وگفتاری که با این ماه سازندگی ندارد پرهیز وبه آن پدیده های که شایسته این ماه است ؛ توصل جویند . شعرا زبان فارسی دری از این روزبا اشعار ناب استقبال ویک روزفرخنده ومبارک گفته اند . جشن سده وسال نو وماه محرم فرخنده کناد ایزد بر خسرو عالم (فرخی) گر زکاتی به محرم بدهی زآن خسیسان به صفرباز مگیر (خاقانی) از پس هر مبارکی شومی است وز پی هر محرمی صفر است (خاقانی) محرم بر حسود ملک وجاهت که ماند زنده تا دیگر محرم (سعدی)

"با معصیتی دوباره آدم شده ایم**عیسی نشده تهمت مریم شده ایم
در کوفه ترین کوفه ی دنیا امروز**شمشیر کثیف ابن ملجم شده ایم"

           یارب ؛ دلم را پر ز عطر یاس گردان

             من را گدای حضرت عباس گردان

              زخون دشمنان ؛ یک  پهلوانی

              بسازد در زمین ؛ جوی روانی

              بود آن پهلوان؛ اربابم عباس

               بگیرد انتقام صورت یاس

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 


1 ـ ارزش و جايگاه نماز

2 ـ اهميت نماز در ايجاد ارتباط خدا و خلق

3 ـ نماز اولين فريضه الهى

4 ـ نماز اولين عمل خيرى كه نزد خدا بالا مىرود

5 ـ نماز اولين پرسش در قبر

6 ـ برترى نماز بر ساير اعمال آدمى

7 ـ نماز آخرين وصيت انبياء و اولياء الهى

8 ـ نماز يعنى تمام دين

9 ـ نماز و رابطه آن با حاكميت دينى

پیامبر اکرم (ص) : اگر نماز در قیامت قبول شد اعمال خیر دیگر هم قبول است و اگر نماز قبول نشد سایر اعمال نیز مورد قبول نخواهد بود .

به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

خبر آمد خبری در راه است

سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید
دست افشان...پای کوبان می روم
بر در سلطان خوبان می روم
می روم بار دگر مستم کند
بی سر و بی پا و بی دستم کند
می روم کز خویشتن بیرون شوم
در پی لیلا رخی مجنون شوم
هر که نشناسد امام خویش را
بر که بسپارد زمان خویش را
با همه لحظه خوش آواییم
در به در کوچه ی تنهاییم
ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر
نغمه ی تو از همه پر شور تر
کاش که این فاصله را کم کنی
محنت این قافله را کم کنی
کاش که همسایه ی ما می شدی
مایه ی آسایه ی ما می شدی
هر که به دیدار تو نایل شود
یک شبه حلال مسائل شود
دوش مرا حال خوشی دست داد
سینه ی ما را عطشی دست داد
نام تو بردم لبم آتش گرفت
شعله به دامان سیاوش گرفت
نام تو آرامه ی جان من است
نامه ی تو خط اوان من است
ای نگهت خاست گه آفتاب
در من ظلمت زده یک شب بتاب
پرده برانداز ز چشم ترم
تا بتوانم به رخت بنگرم
ای نفست یارومدد کار ما
کی و کجا وعده ی دیدار ما
دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم
تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم
کدام گوشه ی مشعر
کدام گوشه ی منا
به شوق وصل تو در انتظار بنشینم
ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش
تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد
ببوسم خاک پاک جمکران را
تجلی خانه ی پیغمبران را
خبر آمد خبری در راه است
سر خوش آن دل که ار آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید...شاید
پرده از چهره گشاید...شاید



به ياد مرحوم آقاسي يه صلوات بفرستيم
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

- عزّت را از ديگران آرزو مى‏كند. «أيبتغون عندهم العزّة» (1)
- در عمل ، كار شايسته را با ناشايست مى‏آميزد. «خلطوا عملاً صالحاً و آخر سيّئاً» (2)
- در برخورد باديگران ، دچار تعصّبات حزبى و گروهى مى‏شود. «كلّ حزب بما لديهم فرحون» (3)
- در عبادت ، بى‏توجّهى و رياكارى مى‏كند. «الّذين هم عن صلاتهم ساهون. الّذين هم يرائون» (4)
- در جنگ و نبرد ، از مردم مى‏ترسد. «يخشون النّاس كخشية اللَّه» (5)
- در تجارت و امور دنيوى ، افزون‏طلبى او را سرگرم مى‏كند. «اَلْهاكم التَّكاثُر» (6)
- در انتخاب دين و دنيا ، دنيا را مى‏گيرند و پيامبر (ص) و جانشينش را تنها مى‏گذارند. «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائماً» (7)



1) سوره نساء ، آيه 139
2) سوره توبه ، آيه 102
3) سوره مؤمنون ، آيه 53
4) سوره ماعون ، آيه 5 و 6
5) سوره نساء ، آيه 77
6) سوره تكاثر ، آيه 1
7) سوره جمعه ، آيه 11

منبع: درس هايي از قرآن - حجة الاسلام قرائتي

برگرفته از www.gun.mihanblog.com

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

1- فرمايش امام زمان(عج) "بسيار دعا کنيد براي تعجيل فرج که آن فرج شمااست".
2- اين دعا سبب زياد شدن نعمتهاست
3- اظهار محبت قلبي
4- نشانه انتظار
5- زنده کردن امر ائمه اطهار
6- مايه ناراحتي ووحشت شيطان لعين
7- نجات يافتن از فتنه هاي آخرالزمان
8- اداکردن قسمتي از حقوق آن حضرت
9- تعظيم خداوند و دين خداوند است
10- حضرت صاحب الزمان در حق او دعا مي کند

آیت الله مشکینی :

حاضرم ثواب تمام عبادتم را بدهم تا ثواب خواندن دعای امام زمان(عج) توسط احمدی نژاد در

نیویورک را به من بدهند.

به ادامه مطلب برويد

الهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

سفارش امام زمان(عج) در مورد نماز صبح و عصر :

مرحوم كلينى و شيخ طوسى و طبرسى از زهرى نقل كرده اند كه گفت :

بسيار و مدتها در طلب حضرت مهدى (عليه السلام ) بودم ، و در اين راه

 اموال فراوانى (در راه خدا) خرج كردم و به هدف نرسيدم ، تا اينكه به خدمت

 محمد بن عثمان (دومين نايب خاص امام زمان در عصر غيبت صغرى كه

بسال 305 هجرى از دنيا رفت ) رسيدم ، و مدتى در خدمت او بودم تا روزى

از او التماس كردم كه مرا به خدمت امام زمان (عليه السلام ) ببرد، او پاسخ

منفى داد، بسيار تضرع كردم ، سرانجام به من لطف كرد و فرمود: فردا

اول وقت بيا، وقتى فرداى آن روز، اول وقت به خدمت او رفتم ، ديدم همراه

جوانى خوش سيما و خوشبو مى آيد، به من اشاره كرد اين است آنكه در طلبش

هستی به خدمت امام زمان (عليه السلام ) رفتم و آنچه سوال داشتم مطرح

کردم و جواب مرا فرمود، تا به خانه اى رسيديم و داخل خانه شد و ديگر

او را نديدم .
در اين ملاقات دوبار به من فرمود: "از رحمت خدا دور است كسى كه نماز

 صبح را به تاخيربيندازد تا ستاره ها ديده نشود، و نماز مغرب را تاخیر

اندازد تا ستاره ديده شوند"


منبع: داستانهاي صاحبدلان/ محمد محمدي اشتهاردي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 


علل غيبت امام زمان(عج)


براى غيبت امام عصر
عليه السلام علت و حکمت‏هاى زيادى در مجموعه روايات

اهل بيت ‏عليهم السّلام ذکر شده است. در روايات اميرالمؤمنين‏عليه السلام

حداقل به سه علت اشاره شده است؛ يعنى شناخته شدن اهل هدايت از

اهل گمراهى و ضلالت، و نداشتن بيعت ظاهرى هيچيک از سلاطين، و کوتاهى

و ناسپاسى و ظلم مردم به عنوان فلسفه غيبت بيان گرديده است.

براي مشاهده چند حديث از ائمه در اين مورد به ادامه مطلب برويد...



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

نماز جمعه

امام صادق عليه السلام از پدرانش عليهم السلام نقل مى نمايد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمودند : كسى كه نماز جمعه را از روى ايمان و بخاطر پاداش الهى بجا آورد، عملش را از نو آغاز كرده است .(زيرا با اين عمل گناهان قبلى او آمرزيده شده است)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

مسيحيان ساده انديش

از زمان عروج حضرت مسيح تا امروز مسيحيان مي پندارند كه حضرت مسيح را دستگير كردند و سپس به صليب كشيدند .مسيحيان صليب را شيئي مقدس ميدانند و ميگويند بعد از چند روز جسد مسيح ناپديد شده و بالاخره ظهور ميكند و جهان را نجات ميدهد.اما اين كاملا اشتباه است و آنها واقعا گمراهند...

داستان از اين قرار است : هنگامي كه مسيح از دست ماموران مي گريخت به باغ يكي از آشنايانش پناه برد و درآنجا ماند آن مرد چهره اي بسيار شبيه به حضرت عيسي داشته و در آن شب اين شباهت بيشتر هم شده بوده.سپس آن مرد به ذهنش ميرسد تا حضرت عيسي را تحويل دهد تا پاداش بزرگي دريافت كند.به خاطر همين به سربازان محل اختفا او را خبر ميدهد و خود را قبل از سربازان به آنجا مي رساند. اما خبري از مسيح نبود . در همين هنگام سربازان ميرسند و آن مرد را به خاطر شباهتي كه به مسيح داشت دستگير ميكنند.و آن مرد هر چه به سربازن مي گفت كه اشتباه مي كنند آنها حرفش را باور نمي كردند.و در نهايت او را به صليب ميكشند و از آن زمان تا كنون مسيحيان فكر كي كنند آن مرد خيانت كار مسيح بوده و به يك خائن و صليب عشق مي ورزيدند. خداوند حضرت عيسي را در آن شب به سوي خود بالا برده بود.براي مطمئن شدن از اين گفته ها ميتوانيد به قراآن كريم,سوره نساء,آيه 157 و 158 مراجعه كنيد.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 
کفعمی در مصباح، از هشام بن سایب کلبی و او از ابی صالح روایت می کند که:

روزی جمعی از اصحاب پیغمبر اكرم صلي الله عليه و آله بحث می نمودند در اطراف این موضوع که کدام حرف است در ميان حروف که از همه بیشتر در سخن و کلام موجود است؟ معلوم شد حرف «الف» از همه بیشتر است و هیچکس نمی نتواند کلامی بگوید که حرف «الف» در آن نباشد.حضرت مولاي متقيان امیرالمؤمنین علي علیه السّلام كه در اين جلسه حضور داشتند، بدون تأمّل و فی البداهه خطبه ای ايراد فرمودند كه در آن حرف«الف» به كارنرفته است. چنانکه عقل ها حیران ماند و حضار متحير. نام این خطبه را مونقه گذاشتند؛ یعنی در حسن و نیکویی و بلاغت، شگفت آور است.

متن خطبه ي بدون«الف» حضرت علي ابن ابيطالب عليه السلام
                                                     ترجمه در ادامه مطلب


حَمِدتُ مَن عَظُمَت مِنَّتُهُ، وَ سَبَغَت نِعمَتُهُ، وَ سَبَقَت رَحمَتُهُ، وَ تَمَّت کَلِمَتُهُ، وَ نَفَذَت مَشیَّتُهُ، وَبَلَغَت حُجَّتُهُ، و عَدَلَت قَضیَّتُهُ، وَ حَمِدتُ حَمَدَ مُقِرٍّ بِرُبوبیَّتِهِ، مُتَخَضِّعٍ لِعُبودیَّتِهِ، مُتَنَصِّلٍ مِن خَطیئتِهِ، مُعتَرِفٍ بِتَوحیَدِهِ، مُستَعیذٍ مِن وَعیدِهِ، مُؤَمِّلٍ مِن رَبِّهِ مَغفِرَةً تُنجیهِ، یَومَ یُشغَلُ عَن فَصیلَتِهِ وَ بَنیهِ، وَ نَستَعینُهُ، وَ نَستَرشِدُهُ، وَ نُؤمِنُ بِهِ، وَ نَتَوَکَّلُ عَلَیهِ، وَ شَهِدتُ لَهُ بِضَمیرٍ مُخلِصٍ موقِنٍ، وَ فَرَّدَتُهُ تَفریدَ مُؤمِنٍ مُتقِنٍ، وَ وَحَّدَتُهُ تَوحیدَ عَبدٍ مُذعِنٍ لَیسَ لَهُ شَریکٌ فی مُلکِهِ، وَ لَم یَکُن لَهُ وَلیٌّ فی صُنعِهِ، جَلَّ عَن مُشیرٍ وَ وَزیرٍ، وَ تَنَزَّهَ عَن مِثلٍ وَ نَظیرٍ، عَلِمَ فَسَتَرَ، وَ بَطَنَ فَخَبَرَ، وَ مَلَکَ، فَقَهَرَ، وَعُصیَ فَغَفَرَ، وَ عُبِدَ فَشَکَرَ، وَ حَکَمَ فَعَدَلَ، وَ تَکَرَّمَ وَ تَفَضَّلَ، لَم یَزَل وَ لَم یَزولَ، وَ لیسَ کَمِثلِهِ شَیءٌ، وَهُوَ قَبلَ کُلِّ شَیءٍ وَ بَعدَ کُلِّ شَیءٍ، رَبٌّ مُتَفَرِّدٌ بِعِزَّتِهِ، مَتَمَلِّکٌ بِقُوَّتِهِ، مُتَقَدِّسٌ بِعُلُوِّهِ، مُتَکَبِّرٌ بِسُمُوِّهِ لَیسَ یُدرِکُهُ بَصَرٌ، وَ لَم یُحِط بِهِ نَظَرٌ، قَویٌ، مَنیعٌ،بَصیرٌ،سَمیعٌ،علیّ ٌ، حَکیمٌ، رَئوفٌ، رَحیمٌ، عَزیزٌ، عَلیمٌ، عَجَزَ فی وَصفِهِ مَن یَصِفُهُ، وَ ضَلَّ فی نَعتِهِ مَن یَعرِفُهُ، قَرُبَ فَبَعُدَ، وَبَعُدَفَقَرُبَ،یُجیبُ دَعوَةَ مَن یَدعوهُ، وَ یَرزُقُ عَبدَهُ وَ یَحبوهُ، ذو لُطفٍ خَفیٍّ، وَ بَطشٍ قَویٍّ، وَ رَحمَةٍ موسِعَةٍ، وَ عُقوبَةٍ موجِعَةٍ، رَحمَتُهُ جَنَّةٌ عَریضَةٌ مونِقَةٌ، وَ عُقوبَتُهُ حَجیمٌ مؤصَدَةٌ موبِقَةٌ، وَ شَهِدتُ بِبَعثِ مُحَمَّدٍ عَبدِهِ وَ رَسولِهِ صَفیِّهِ وَ حَبیبِهِ وَ خَلیلِهِ، بَعَثَهُ فی خَیرِ عَصرٍ، وَ حینَفَترَةٍ، وَ کُفرٍ، رَحمَةً لِعَبیدِهِ، وَ مِنَّةً لِمَزیدِهِ، خَتَمَ بِهِ نُبُوَّتَهُ، وَ قَوّی بِهِ حُجَّتَهُ، فَوَعَظَ، وَ نَصَحَ، وَ بَلَّغَ، وَ کَدَحَ، رَؤفٌ بِکُلِّ مُؤمِنٍ،رَحیمٌ،ولیٌّ، سَخیٌّ، ذَکیٌّ، رَضیٌّ، عَلَیهِ رَحمَةٌ، وَ تَسلیمٌ، وَ بَرَکَةٌ، وَ تَعظیمٌ، وَ تَکریمٌ مِن رَبٍّ غَفورٍ رَحیمٍ، قَریبٍ مُجیبٍ، وَصیَّتُکُم مَعشَرَ مَن حَضَرَنی، بِتَقوی رَبِّکُم، وَ ذَکَّرتُکُم بِسُنَّةِ نَبیِّکُم، فَعَلَیکُم بِرَهبَةٍ تُسَکِّنُ قُلوبَکُم، وَ خَشیَةٍ تَذری دُموعَکُم، وَ تَقیَّةٍ تُنجیکُم یَومَ یُذهِلُکُم، وَ تُبلیکُم یَومَ یَفوزُ فیهِ مَن ثَقُلَ وَزنَ حَسَنَتِهِ، وَ خَفَّ وَزنَ سَیِّئَتِهِ، وَ لتَکُن مَسئَلَتُکُم مَسئَلَةَ ذُلٍّ، وَ خُضوعٍ، وَ شُکرٍ، وَ خُشوعٍ، وَ تَوبَةٍ، وَ نَزوعٍ، وَ نَدَمٍ وَ رُجوعٍ، وَ لیَغتَنِم کُلُّ مُغتَنَمٍ مِنکُم، صِحَّتَهُ قَبلَ سُقمِهِ، وَ شَیبَتَهُ قَبلَ هِرَمِهِ، وَ سِعَتَهُ قَبلَ عَدَمِهِ، وَ خَلوَتَهُ قَبلَ شُغلِهِ، وَ حَضَرَهُ قَبلَ سَفَرِهِ، قَبلَ هُوَ یَکبُرُ، وَ یَهرَمُ، وَیَمرَضُ، وَ یَسقَمُ، وَ یُمِلُّهُ طَبیبُهُ، وَ یُعرِضُ عَنهُ جَیِبُهُ، وَ یَتَغَیَّرَ عَقلُهُ، وَ لیَقطِعُ عُمرُهُ، ثُمَّ قیلَ هُوَ مَوَعوکَ، وَ جِسمُهُ مَنهوکٌ، قَد جَدَّ فی نَزعٍ شَدیدٍ، وَ حَضَرَهُ کُلُّ قریبٍ وَ بَعیدٍ، فَشَخَصَ بِبَصَرِهِ، وَ طَمَحَ بِنَظَرِهِ، وَ رَشَحَ جَبینُهُ، وَ سَکَنَ حَنینُهُ، وَ جُذِبَت نَفسُهُ، وَ نُکِبَت عِرسُهُ، وَ حُفِرَ رَمسُهُ، وَ یُتِمَّ مِنهُ وُلدُهُ، وَ تَفَرَقَ عَنهُ عَدَدُهُ، وَ قُسِّمَ جَمعُهُ، وَ ذَهَبَ بَصَرُهُ وَ سَمعُهُ، وَ کُفِّنَ، وَ مُدِّدَ، وَ وُجِّهَ، وَ جُرِّدَ، وَ غُسِّلَ، وَ عُرِیَ، وَ نُشِفَ، وَ سُجِیَ، وَ بُسِطَ لَهُ، وَ نُشِرَ عَلَیهِ کَفَنُهُ، وَ شُدَّ مِنهُ ذَقَنُهُ، وَ قُمِّصَ، وَ عُمِّمَ، وَ لُفَّ، وَ وُدِعَّ، وَ سُلِّمَ، وَ حُمَلِ فَوقَ سَریرٍ، وَ صُلِّیَ عَلَیهِ بِتَکبیرٍ، وَ نُقِلَ مِن دورٍ مُزَخرَفَةٍ، وَ قُصورٍ مُشَیَّدَةٍ، وَ حَجُرٍ مُنَضَّدَةٍ، فَجُعِلَ فی ضَریحٍ مَلحودَةٍ، ضَیِّقٍ مَرصوصٍ بِلبنٍ، مَنضودٍ، مُسَقَّفٍ بِجُلمودٍ، وَ هیلَ عَلیهِ حَفَرُهُ، وَ حُثِیَ عَلیهِ مَدَرُهُ، فَتَحَقَّقَ حَذَرُهُ، وَ نُسِیَ خَبَرُهُ وَ رَجَعَ عَنهُ وَلیُّهُ، وَ نَدیمُهُ، وَ نَسیبُهُ، وَ تَبَدَّلَ بِهِ قرینُهُ وَ حَبیبُهُ، فَهُوَ حَشوُ قَبرٍ، وَ رَهینُ قَفرٍ، یَسعی فی جِسمِهِ دودُ قَبرِهِ وَ یَسیلُ صَدیدُهُ مِن مِنخَرِهِ، یُسحَقُ ثَوبُهُ وَ لَحمُهُ، وَ یُنشَفُ دَمُهُ، وَ یُدَقُّ عَظمُهُ، حَتّی یَومَ حَشرِهِ، فَیُنشَرُ مِن قَبرِهِ، وَ یُنفَخُ فِی صّورِ، وَ یُدعی لِحَشرٍ وَ نُشورٍ، فَثَمَّ بُعثِرَت قُبورٌ، وَ حُصِّلَت صُدورٌ، وَ جیء بِکُلِّ نَبیٍّ، وَ صِدّیقٍ، وَ شَهیدٍ، وَ مِنطیقٍ، وَ تَوَلّی لِفَصلِ حُکمِهِ رَبٌّ قدیرٌ، بِعَبیدِهِ خَبیرٌ وَ بَصیرٌ، فَکَم مِن زَفرَةٍ تُضنیهِ، وَ حَسرَةٍ تُنضیهِ، فی مَوقِفٍ مَهولٍ عَظیمٍ، وَ مَشهَدٍ جَلیلٍ جَسیمٍ، بَینَ یَدَی مَلِکٍ کَریمٍ، بِکُلِّ صَغیرَةٍ وَ کَبیرَةٍ عَلیمٍٍ، حینَئِذٍ یُلجِمُهُ عَرَقُهُ، وَ یَحفِزُهُ قَلَقُهُ، عَبرَتُهُ غَیرُ مَرحومَةٍ، وَ صَرخَتُهُ غَیرُ مَسموعَةٍ، وَ حُجَّتُهُ غَیرُ مَقبولَةٍ، وَ تَؤلُ صَحیفَتُهُ، وَ تُبَیَّنُ جَریرَتُهُ، وَ نَطَقَ کُلُّ عُضوٍ مِنهُ بِسوءِ عَمَلِهِ وَ شَهِدَ عَینُهُ بِنَظَرِهِ وَ یَدُهُ بِبَطشِهِ وَ رِجلُهُ بِخَطوِهِ وَ جِلدُهُ بِمَسِّهِ وَ فَرجُهُ بِلَمسِهِ وَ یُهَدِّدَهُ مُنکَرٌ وَ نَکیرٌ وَ کَشَفَ عَنهُ بَصیرٌ فَسُلسِلَ جیدُهُ وَ غُلَّت یَدُهُ وَ سیقَ یُسحَبُ وَحدَهُ فَوَرَدَ جَهَنَّمَ بِکَربٍ شَدیدٍ وَ ظَلَّ یُعَذَّبُ فی جَحیمٍ وَ یُسقی شَربَةٌ مِن حَمیمٍ تَشوی وَجهَهُ وَ تَسلخُ جَلدَهُ یَضرِبُهُ زَبینَتُهُ بِمَقمَعٍ مِن حدیدٍ یَعودُ جِلدُهُ بَعدَ نَضجِهِ بِجلدٍ جدیدٍ یَستَغیثُ فَیُعرِضُ عَنهُ خَزَنَةُ جَهَنَّمُ وَ یَستَصرخُ فَیَلبَثُ حُقبَهُ بِنَدَمٍ نَعوذُ بِرَبٍّ قَدیرٍ مِن شَرِّ کُلِّ مَصیرٍ وَ نَسئَلُهُ عَفوَ مَن رَضیَ عَنهُ وَ مَغفِرَةَ مَن قَبِلَ مِنهُ فَهُوَ وَلیُّ مَسئَلَتی وَ مُنحُجِ طَلِبَتی فَمَن زُحزِحَ عَن تَعذیبِ رَبِّهِ سَکَنَ فی جَنَّتِهِ بِقُربِهِ وَ خُلِّدَ فی قُصورِ مُشَیَّدةٍ وَ مُکِّنَ مِن حورٍ عینٍ وَ حَفَدَةٍ وَ طیفَ عَلَیهِ بِکُئوسٍ وَ سَکَنَ حَظیرَةَ فِردَوسٍ، وَ تَقَلَّبَ فی نَعیمٍ، وَ سُقِیَ مِن تَسنیمٍ وَ شَرِبَ مِن عَینٍ سَلسَبیلٍ، مَمزوجَةٍ بِزَنجَبیلٍ مَختومَةً بِمِسکٍ عَبیرٍ مُستَدیمٍ لِلحُبورٍ مُستَشعِرٍ لِلسّرورِ یَشرَبُ مِن خُمورٍ فی رَوضٍ مُشرِقٍ مُغدِقٍ لَیسَ یَصدَعُ مَن شَرِبَهُ وَ لَیسَ یَنزیفُ هذِهِ مَنزِلَةُ مَن خَشِیَ رَبَّهُ وَ حَذَّر نَفسَهُ وَ تِلکَ عُقوبَةُ مَن عَصی مُنشِئَهُ وَ سَوَّلَت لَهُ نَفسُهُ مَعصیَةَ مُبدیهِ ذلِکَ قَولٌ فَصلٌ وَ حُکمٌ عَدلٌ خَیرُ قَصَصٍ قَصَّ وَ وَعظٍ بِهِ نَصَّ تَنزیلٌ مِن حَکیمٍ حَمیدٍ نَزَلَ بِهِ روحُ قُدُسٍ مُبینٍ عَلی نَبیٍّ مُهتَدٍ مَکینٍ صَلَّت عَلَیهِ رُسُلٌ سَفَرَةٌ مُکَرَّمونَ بَرَرَةٌ عُذتُ بِرَبٍ رحیمٍ مِن شَرِّ کُلِّ رَجیمٍ فَلیَتَضَرَّع مُتَضَرِّعُکُم وَ لیَبتَهِل مُبتَهِلُکُم فَنَستَغفِرُ رَبَّ کُلِّ مَربوبِ لی وَ لَکُم.

براي مشاهده ترجمه خطبه به ادامه مطلب برويد...

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  | 

خطبه بی نقطه امام علی علیه السلام

ترجمه در ادامه مطلب

الحَمدُ لِلّهِ أهلِ الحَمدِ وَ أحلاهُ، وَ أسعَدُ الحَمدِ وَ أسراهُ، وَ أکرَمُ الحَمدِ وَ أولاهُ. الواحدُالأحَدُ الصَّمَدُ،
لا والِدَ لَهُ وَ لا وَلَدَ. سَلَّطَ المُلوکَ وَ أعداها، وَ أهلَکَ العُداةَ وَ أدحاها، وَ أوصَلَ المَکارِمَ وَ أسراها،
وَ سَمَکَ السَّماءَ وَ عَلّاها، وَ سَطَحَ المِهادَ وَ طَحاها، وَ وَطَّدَها وَ َحاها، وَ مَدَّها وَ سَوّاها، وَ مَهَّدَها وَ وَطّاها، وَ أعطاکُم ماءَها وَ مَرعاها، وَ أحکَمَ عَدَدَ الاُمَمِ وَ أحصاها، وَ عَدَّلَ الأعلامَ وَ أرساها.
الاِلاهُ الأوَّلُ لا مُعادِلَ لَهُ، وَلا رادَّ لِحُکمِهِ، لا إلهَ إلّا هُوَ، المَلِکُ السَّلام، المُصَوِّرُ العَلامُ، الحاکِمُ الوَدودُ، المُطَهِّرُ الطّاهِرُ، المَحمودُ أمرُهُ، المَعمورُ حَرَمُهُ، المَأمولُ کَرَمُهُ. عَلَّمَکُم کَلامَهُ، وَ أراکُم أعلامَهُ،
وَ حَصَّلَ لَکُم أحکامَهُ، وَ حَلَّلَ حَلالَهُ، وَ حَرَّمَ حَرامَهُ. وَ حَمَّلَ مُحَمَّداً (صَلَّ اللهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ) الرِّسالَةَ،
وَ رَسولَهُ المُکَرَّمَ المُسَدَّدَ، ألطُّهرَ المُطَهَّرَ. أسعَدَ اللهُ الاُمَّةَ لِعُلُوِّ مَحَلِّهِ، وَ سُمُوِّ سُؤدُدِهِ، وَ سَدادِ أمرِهِ،
وَ کَمالِ مُرادِهِ. أطهَرُ وُلدِ آدَمَ مَولوداً، وَ أسطَعُهُم سُعوداً، وَ أطوَلُهُم عَموداً، وَ أرواهُم عوداً، وَ أصَحُّهُم عُهوداً، وَ أکرَمُهُم مُرداً وَ کُهولاً. صَلاةُ اللهِ لَهُ لِآلِهِ الأطهارِ مُسَلَّمَةً مُکَرَّرَةً مَعدودَةً، وَ لِآلِ وُدِّهِمُ الکِرامِ مُحَصَّلَةً مُرَدَّدَةً ما دامَ لِالسَّماءِ أمرٌ مَرسومٌ وَ حَدٌّ مَعلومٌ. أرسَلَهُ رَحمَةً لَکُم، وَ طَهارَةً لِأعمالِکُم، وَ هُدوءَ دارِکُم وَ دُحورَ، عارِکُم وَ صَلاحَ أحوالِکُم، وَ طاعَةً لِلّهِ وَ رُسُلِهِ، وَ عِصمَةً لَکُم وَ رَحمَةً.
اِسمَعوا لَهُ وَ راعوا أمرَهُ، حَلِّلوا ما حَلَّلَ، وَ حَرِّموا ما حَرَّمَ، وَ اعمِدوا – رَحِمَکُمُ اللهُ – لِدَوامِ العَمَلِ، وَ ادحَروا الحِرصَ، وَ اعدِموا الکَسَلَ، وَ ادروا السَّلامَةَ وَ حِراسَةَ مُلکِ وَ رَوعَها، وَ هَلَعَ الصُّدورِ
وَ حُلولَ کَلِّها وَ هَمِّها. هَلَکَ وَ اللهِ أهلُ الاِصرارِ، وَ ما وَلَدَ والِدٌ لِلاِسرارِ، کَم مُؤَمِّلٍ أمَّلَ ما أهلَکَهُ،
وَ کَم مالٍ وَ سِلاحٍ أعَدَّ صارَ لِلأعداءِ عُدَّةً وَ عُمدَةً. اَللّهُمَّ لَکَ الحَمدُ وَ دَوامُهُ، وَ المُلکُ وَ کَمالُهُ،
لااِلهَ إلّا هُوَ، وَسِعَ کُلَّ حِلمٍ حِلمُهُ، وَ سَدَّدَ کُلُّ حُکمٍ حُکمُهُ، وَ حَدَرَ کُلَّ عِلمٍ عِلمُهُ. عَصَمَکُمُ وَ لَوّاکُم
، وَ دَوامَ السَّلامَةِ أولاکُم، وَ لِلطّاعَةِ سَدَّدَکُم، وَ لِلاِسلامِ هَداکُم، وَ رَحِمَکُم وَ سَمِعَ دُعاءَکُم،
وَ طَهَّرَ أعمالَکُم، وَ أصلَحَ أحوالَکُم. وَ أسألُهُ لَکُم دَوامَ السَّلامَةِ، وَ کَمالَ السَّعادَةِ، وَ الآلاءَ الدّارَةَ،
وَ الاَحوالَ السّارَّةَ، وَ الحَمدُ لِلّهِ وَحدَهُ
.



--------------------------------------------------------------------------------

ترجمه خطبه در ادامه مطلب


                                          Smilingالتماس دعا Smiling

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  ساعت   توسط حسام  |